مطالعه موردي استراتژي Netscape و
درسهايي براي كارآفرينان
|
|
مقدمه
استراتژي چيست؟ چهگونه به دست ميآيد؟ «كنت اندورز» كه
يكي از نظريه پردازان بزرگ حوزهي مديريت استراتژيك به
شمار ميرود، از مطالعهي موردي به عنوان يكي از ابزارهاي
مفيد يادگيري استراتژي و مديريت استراتژيك نام ميبرد. در
مطالعه موردي، محقق مانند يك كاراگاه پليس، حوادث رخ داده
را بررسي مي كند ، فرضيه هاي را حدس مي زند و بدنبال آزمون
فرضيه هاي خود بر ميآيد. براين اساس علاقمندان به حوزه
استراتژي مي توانند با مطالعه موردي شركتهاي موفق و حتا
ناموفق، استراتژي آن شركتها را استخراج كرده و به بحث در
مورد آن بپردازند. در ادامه نمونهاي از اين مطالعات موردي
ارايه ميشود.
مطالعه موردي (Case Study) استراتژي شركت Netscape
بنيانگذاران Netscape معتقدند كه اينترنت انقلابي در شيوه
كار كردن و ارتباط مردم با هم بر پا خواهد كرد. آنها در
صدد بودند كه يك نرمافزار زير بنايي بسازند تا بتوانند
شركت را در قلب دنياي شبكهاي جديد جاي دهند و دستيابي به
محصولات، تكنولوژيها و بازارهاي جديد را از طريق اينترنت
براي آن مقدور كند.
"جيم
كلارك" بنيانگذار Netscape ميگويد: "قاعدهي كلي مسابقات
اتومبيلراني و موتورسواري كاملا براي كسب و كار كاربرد
دارد: "سريع بران و به پيشراني ادامه بده (يا اين كه
بنشين و از مسابقه دادن صرفنظر كن)، همين كه سرعتت را كم
كني، يا از جاده منحرف ميشوي، يا به درخت برخورد ميكني!"
Netscape
در عرض دو سال از يك جستوجوگر عادي اينترنت، به
پيشرفتهترين جستوجوگر براي كاربران كسب و كارها تبديل
شد. اين شركت با افزايش سريع Serverهاي جديد، ابزارهاي
كاربردي جديد و افتتاح Netcenter.com به سمت تجارت
الكترونيكي گام برداشت. اين فعاليتها، جملگي در عرض چهار
سال صورت گرفتند. وقتي كه American online در پاييز 1998
وارد اين بازار شد، ارزشي برابر 10 ميليون دلار اندوخته
شد.
Netscape
چون ميدانست بدون رشد، با مشكلاتي فراتر از سرمايهگذاري
مجدد مواجه ميشود، سرمايهگذاري در رشد را سرلوحه كار خود
قرار دهد و در نتيجه حتا بيشتر از آن چه انتظار ميرفت
رشد كرد.
Netscap
از اينترنت براي غلبه بر موانع سنتياي كه توليدكنندگان
نرمافزار براي ورود رقبا كار گذاشته بودند (مثل وابسته
كردن نرمافزارها به سخت افزارها يا فروش فقط از طريق
خردهفروشان نرم افزار)، استفاده كرد. بدين ترتيب مشتريان
به سادگي نرمافزارها را از وب سايت Netscape دانلود
ميكردند.
Netscape
بايد به سرعت ميآموخت. مشتريان اين شركت از كاربران ساده
اينترنت كه فقط يك محصول (جستوجوگر اينترنت) را مصرف
ميكردند به كاربران دقيق و نكتهسنج سازماني كه مجموعهاي
از محصولات بيعيب و نقص (100% قابل اطمينان) را
ميخواستند تبديل شده بودند. Netscapeبايد طراحي،
مستندسازي، تست، فروش و خدمات پس از فروش محصولات
استراتژيك خود را به شيوهاي تخصصيتر و حرفه ايتر انجام
ميداد. در همين زمان، اين شركت بايد تعداد زيادي نيروي
انساني جذب ميكرد. كلارك، برنامهنويسان جواني را كه پيش
از اين روي جستوجوگر وب كار كرده بودند استخدام كرد و در
كنار آنها از مديران مناسب، مهندسين، متخصصان فروش و
بازاريابي كه در صنايع مخابراتي و كامپيوتري فعال بودند
استفاده كرد. Netscape از يك بانك اطلاعاتي متخصصين
شركتهاي High Tech آمريكا براي جذب نيرو استفاده كرد تا
دانش تخصصي خود را تقويت كند.
هر چه
Netscape بيشتر رشد ميكرد، بيشتر به دنبال نهادينه كردن
قابليتهاي خلاق و نوآور كه مشخصه سازمانهاي كوچك است،
ميرفت. در اواخر سال 1996، شركت زير بخشهايي با عنوان
divlet در دپارتمانهاي محصول ايجاد كرد. هر divlet به
مدير بالادست خود گزارش ميدهد و بر روري محصول خاصي كار
ميكند.
در سال
1997 بعد از آن كه Netscape نتوانست
Navigator/Communicator را در Java بازنويسي كند، جيم
باركزديل، مدير عامل اين شركت تصميم گرفت كه divletها،
گزارشهاي خود را به طور مستقيم به آقاي اندريسن ارايه
كنند. اندريسن به عنوان مدير "تكنولوژي" مسووليتي در قبال
"توليد محصول" نداشت، اما اين اقدام باركزديل باعث شد
برنامه ريزي محصول به شيوهاي متمركزتر انجام شود و
اندريسن از اختيار كافي براي حذف برخي از پروژهها و گسترش
دانش بين تيمهايي كه روي جستوجوگرها كار ميكردند و
تيمهايي كه روي Serverها متمركز بودند، برخوردار شود.
Netscape
بازار اينترنت را از طريق مشتريانش شناخت. يك بانك بزرگ در
سوييس از جستوجوگرهاي Netscape براي شبكه داخلي خود
استفاده كرد تا كارمندانش با استفاده از پروتكلهاي
ارتباطي اينترنت، اطلاعات را در داخل بانك به اشتراك
بگذارند. Netscape به سرعت اينترانت را به عنوان يك فرصت
جديد شناسايي كرد و ايده آن را گسترش داد تا اكسترانت را
به وجود آورد.
Netscape
همچنين تعدادي "كاربر راهنما" براي آزمودن نسخههاي جديد
نرم افزارها و بازخور سريع به برنامهنويسان آنها تربيت
كرد. اين شركت از درون خود ابتكاراتي به خرج داد تا بتواند
روشهاي جديدي براي كاربري تكنولوژيهايش در بازارهاي
شركتي بيابد. شركت تكنولوژيهاي خود را براي خلق
اكسترانتهايي كه مهندسان، فروشندگان، بازاريابان و پرسنل
خدمات پس از فروش را با فروشندگان مستقل نرمافزار، ISP ها
و سازندگان كامپيوتر مرتبط ميكرد، به كار گرفت.
نتيجه گيري
اگر چه در
اين مقاله، استراتژي اين شركت به صورت خلاصه و اجمالي مورد
بررسي قرار گرفت اما از همين شناخت اندك نيز ميتوان
مطالبي را استخراج كرد كه براي كارآفرينان آموزنده باشد،
چهار نكته كليدي دراين مطالعه مورد وجود داشت كه در زير
بدانها اشاره ميشود.
1-
استراتژي، يادگيري است.
2- استراتژي با خلاقيت و نوآوري همبستگي دارد.
3- چشم انداز الهام بخش و وحدت بخش ميتواند موفقيت به
همراه داشته باشد.
4- استراتژي نگاه به محيط است، به مشتري، رقبا، تامين
كنندگان و غيره
نویسنده :
محمدرضا شاهيني-همكاران
سيستم
|