چرا
LCDهاكريستالهاي
مايع(
liquid crystal)
ناميده ميشوند؟
به نظر ميرسد عنوان كريستال مايع تضادي به همراه
داشته باشد؛ عبارت كريستال(crystal)
تداعي كننده يك ماده جامد نظير كوارتز (معمولا به سختي
يك سنگ) است، در حالي كه مايع متفاوت از كريستال است.
در اين مطلب خواهيد فهميد كه چگونه كريستال مايع
ترفندهاي جالبي ميزند و پي به تكنولوژي اساسي كه باعث
ميشود
LCDها
كار كنند، خواهيم برد. همچنين خواهيد آموخت كه چگونه
ويژگيهاي عجيب كريستالهاي مايع مورد استفاده واقع
ميشوند تا نوع جديدي از شاتر(shutter)
ايجاد شده و چگونه شبكههاي اين شاترهاي ريز، باز و
بسته ميشوند(تا مدلهايي ايجاد نمايد كه اعداد، كلمات
و تصاوير را به نمايش دهند.)
تاريخچه
LCDها
امروزه به هر كجا كه بنگريم
LCDها
را ميبينيم، رشد اين تكنولوژي مدت زماني را سپري
نمود. زمان طولاني از زمان كشف كريستالهاي مايع به
كثرت كاربردهاي اين وسيله طي شد تا اينكه ما از
استفاده اين وسيله لذت ببريم.
كريستالهاي مايع اولين بار در سال 1888 توسط يك
گياهشناس اطريشي به نام فردريك رينيتزر(Friedrinch
Rreinitzer)
كشف شد. او مشاهده كرد زماني كه يك ماده شبيه كلستريل
را ذوب ميكند (اسيد بنزوئيك كلستريل)، در ابتدا يك
مايع تيره بوده و سپس در صورتي كه درجه حرارت بالا
رود، روشن ميشود. پس از خنك كردن، مايع قبل از تبلور
نهايي به رنگ آبي تبديل ميشود.
از ساخت آزمايشي اولين
LCD
در سال 1968، مدت 80 سال ميگذرد. از آن هنگام
سازندگان
LCD
گونههاي ماهرانه و جالبي از اين وسيله را به لحاظ
تكنولوژيكي توسعه دادند و
LCDها
را از لحاظ تكنيكي به سطح بالايي رساندند و روند رو به
رشد تكنولوژي ساخت اين وسيله همچنان رو به فزوني است.
تاكنون مدل هاي متفاوتي از
LCD
ها مطرح و عرضه شده است :
- شركت
IBM
در سال 1981 مانتيورهاي
CGA)Color Graphic Adapte)
را معرفي كرد. مانتيورهاي فوق قادر به نمايش چهار رنگ
با وضوح تصوير 320 پيكسل افقي و 200 پيكسل عمودي مي
باشند.
- شركت
IBM
در سال 1984 مانيتورهاي
EGA)Enhanced Graphiv Adapter)
را معرفي كرد. مانيتورهاي فوق قادر به نمايش شانزده
رنگ و وضوح تصوير 350 * 640 بودند.
- شركت
IBM
در سال 1987 سيستم
VGA)Video Graphiv Array)
را معرفي كرد. مانيتورهاي فوق قادر به نمايش 256 رنگ و
وضوح تصوير 600 * 800 بودند.
- شركت
IBM
در سال 1990 سيستم
XGA)Extended Graphics Array)
را معرفي كرد. سيستم فوق با وضوح تصوير 600*800 قادر
به ارائه 8/ 16 ميليون رنگ و با وضوح تصوير 768 * 1024
قادر به نمايش 65536 رنگ است . اغلب صفحات نمايشگر كه
امروزه در سطح جهان عرضه مي گردند ،
UXGA)Ultra Extended
Graphics Array)
استاندارد را حمايت مي نمايند.
UXGA
قادر به ارائه 8 / 16 ميليون رنگ با وضوح تصوير 1200 *
1600 پيكسل است .
كريستالهاي مايع (
liquid
crystals
)
همه ما ميدانيم كه ماده داراي سه حالت عمومي است؛
جامد، مايع و گاز. مولكولهاي جامدات هميشه و در همان
محلي كه قرار دارند موقعيت خودشان را نسبت به بقيه حفظ
ميكنند.
مولكولهاي موجود در مايعات برعكس جامدات هستند و
قادرند وضعيت خودشان را تغيير دهند و در يك حالت غير
عادي وجود دارند؛ در صورتي كه مواد فراواني هستند كه
در يك حالت غير عادي وجود دارند؛ يعني به نوعي شبيه به
يك مايع و نيز شبيه يك جامد! هستند. زماني كه مواد در
اين حالت قرار مي گيرند، مولكولهايشان گرايش دارند كه
وضعيت خودشان را حفظ نمايند. شبيه مولكولهاي موجود در
يك جامد. اما به طرف موقعيتهاي متفاوت نيز در حركت
خواهند بود. شبيه مولكولهاي موجود در مايع. اين
توضيحات بدين خاطر ذكر شد كه به اين نكته اشاره شود كه
كريستالها هم مايع، جامد و يا مايع هستند.
بنابراين آيا كريستالهاي مايع شبيه جامدات عمل ميكنند
يا مايعات و يا شبيه چيز ديگري؟
از شواهد بر ميآيد كه كريستالهاي مايع به حالت مايع
نزديكتر هستند تا جامد. آنها مقادي متوسطي از گرما را
دريافت كرده تا يك ماده مناسب را از يك حالت جامد به
كريستال مايع تبديل كنند و فقط مقدار بيشتري گرما را
جهت تبديل همان كريستال مايع به حالت مايع واقعي
دريافت ميكنند. به خاطر اين كه كريستالهاي مايع به
درجه حرارت بسيار حساس هستند، آنها براي ساختن
دماسنجها و ... كاربرد دارند. دليل اينكه چرا صفحه
نمايش يك كامپيوتر لپتاپ در يك هواي سرد يا در خلال
يك روز داغ در كنار ساحل به خوبي نمايش ميدهد، به
خاطر همين كريستالها ميباشد!.
همانگونه كه انواع زيادي از جامدات و مايعات وجود
دارد، انواع زيادي از مواد داراي خاصيت كريستال مايع
نيز موجود است. بدليل حرارت و طبيعت مواد، كريستالهاي
مايع در چندين حالات متفاوت ميتوانند باشند. در اين
مطلب درباره حالت نماتيك(nematic)
از كريستالهاي مايع صحبت خواهيم كرد.
يك مشخصه از كريستالهاي مايع اين است كه تحت تاثير
جريان الكتريكي قرار ميگيرند. يك نوع ويژه از كريستال
مايع نماتيك، نماتيكهاي بهم تابيده (TN)ناميده
ميشود. پراكندن يك جريان الكتريكي به اين كريستالهاي
مايع، آنها را به درجات متنوعي بسته به مقدار ولتاژ
جريان، از بهم تابيدگي خارج ميسازد.
LCDها
از اين كريستالهاي مايع استفاده ميكنند، به خاطر
اينكه به جريان الكتريكي به عنوان كنترل گذر نور واكنش
نشان ميدهند.
انواع كريستالهاي مايع
بيشتر مولكولهاي كريستال مايع به شكل تركه هستند و در
گروههاي ترموتروپيك(thermotropic)
و ليتروپيك(lytrotropic)
هستند. كريستالهاي مايع ترموتروپيك براي تغييرات در
درجه حرارت يا در بعضي حالات، در فشار واكنش نشان
ميدهند. واكنش كريستال مايع ليتروپيك كه در ساخت
صابون و مواد پاك كننده استفاده ميشود، بستگي به نوع
حلالي دارد كه مخلوط ميشوند. كريستالهاي مايع
ترموتروپيك يا از نوع ايزوتراپيك(isotropic)
و يا نماتيك(nematic)
هستند. تفاوتهاي كليدي اين دو در اين است كه مولكولها
در مواد كريستالهاي مايع از نوع ايزوتراپيك در آرايش،
بدون ترتيب هستند، در حالي كه نماتيكها داراي نظم
تعريف شدهاي بوده وداراي مدل هستند.
در حال نماتيك، كريستالهاي مايع ميتوانند بيشتر در
راهي كه مولكولها خودشان جهتگيري ميكنند طبقه بندي
شوند. سماتيك، لايههايي از مولكولها را ايجاد ميكند.
تعداد فراواني از حالات سماتيك موجود است، نظير سماتيك
نوع
c
كه مولكولها در يك لايه به يك زاويهاي از لايه قبلي
زاويهدار ميشوند. حالت متداول ديگر حالت كلستريك (cholestric)
ميباشد كه به نماتيك كايرال (chiral
nematic)
نيز شهرت دارد؛ در اين حالت مولكولها تا اندازهاي از
يك لايه به لايه ديگر منحرف ميشوند و در يك ساختار
مارپيچي شكل ميگيرند.
كريستالهاي مايع فروالكترونيك (FLC)
(4)
از مواد كريستال مايع استفاده ميكنند كه داراي
مولكولهاي كايرال هستند و در يك نظم سماتيك نوع
C
هستند. به خاطر اينكه طبيعت مارپيچي از اين مولكولها
اجازه زمان پاسخ سوييچ ميكروثانيهاي را ميدهد، به
طور اخص
FLCها
را براي نمايشگرهاي پيشرفته، مناسب ميسازد.
كريستالهاي مايع فروالكترونيك با سطح مقاوم(SSFLC)
(5)
فشار كنترل شده را از طريق استفاده از سطح شفاف بكار
ميگيرد؛ از حالت مارپيچي مولكولها، براي ايجاد سوييچ
سريعتر جلوگيري ميكند.
ايجاد يك
LCD
ساده
تركيب 4 نكته زير امكان
LCDها
را فراهم ميسازد:
* نور ميتواند پلاريزه شود.
* كريستالهاي مايع ميتوانند منتقل شوند و نور پلاريزه
شده را تغيير دهند.
* ساختار كريستالهاي مايع ميتوانند توسط جريان
الكتريكي تغيير يابند.
* مواد شفافي موجودند كه قادرند جريان الكتريسيته را
هدايت كنند.
يك
LCD
وسيلهاي است كه اين 4 الگو را بكار ميگيرد. براي
ايجاد يك
LCD
دو بخش شفاف پلاريزه شده بايد در اختيار باشد. يك
پليمر خاصي كه شيارهاي ميكروسكوپي در سطح ايجاد ميكند
و در كنار بخش شفافي كه فيلم پلاريزه شده بر روي آن
نيست، كشيده ميشود. شيارها بايستي در همان جهتي كه
فيلم پلاريزه ميشود، باشند. سپس نوبت افزودن روكشي از
كريستالهاي مايع نماتيك به يكي از فيلترها ميباشد.
شيارها اولين لايه از مولكولها براي تنظيم كردن (با
جهت فيلتر) را سبب ميشود. سپس دومين قطعه از بخش شفاف
با فيلم پلاريزه شده در جهت زاويه راست به اولين قطعه
اضافه ميشود. هر لايه متوالي از مولكولهاي
TN،
بتدريج منحرف ميشوند تا اينكه فوقانيترين لايه در يك
زاويه 90 درجه تا انتها باشد و فيلترهاي بخش شفاف
پلاريزه شده را به هم جفت ميكند.
چنانچه نور به اولين فيلتر برخورد كند آن پلاريزه
ميشود و چنانچه نور از ميان لايههاي كريستالهاي مايع
بگذرد مولكولهاي سطح نور ارتعاش پيدا ميكند و براي
جور شدن زاويهشان تغيير مييابد. در صورتي كه نور به
دورترين جهت از مواد كريستال مايع برسد آن در همان
زاويه (در لايه پاياني مولكولها) مرتعش ميشوند. اگر
آخرين لايه با دومين فيلتر شفاف پلاريزه شده همخواني
داشته باشد نور گذر خواهد كرد.
اگر ما يك شارژ الكتريكي را براي مولكولهاي كريستال
مايع به كار گيريم آنها از هم باز خواهند شد. زماني كه
آنها مرتب شدند زاويه نوري كه از ميان آنها ميگذرد
تغيير مييابد و بنابراين زماني نميگذرد كه با زاويه
فيلتر پلاريزه شده فوقاني يك جور در خواهد آمد در
نتيجه هيچ نوري از ميان ناحيهاي ازLCD
كه آن ناحيه را تيرهتر از نواحي اطراف ميكند، عبور
نميكند.
ساخت يك
LCD
ساده، آسان است. اين كار ميتواند با قرارگيري سطح
شفاف(شيشهاي) و كريستالهاي مايع كه قبلا به آنها
اشاره شده است و با افزودن دو الكترود شفاف به آن آغاز
شود. به عنوان مثال تصور كنيد كه شما ميخواهيد كه
سادهترين
LCD
ممكن را فقط با يك الكترود بر روي آن ايجاد كنيد.
لايهها شبيه شكل 2 خواهند بود.
اين
LCD
كه به آن پرداخته ميشود ساده و مقدماتي است. در قسمت
پشت، يك آينه است(A)،
اين آينه كار انعكاس نور
LCD
را بر عهده دارد. بعد از اين يك بخش شفاف (B)
با فيلم پلاريزه شده بر روي بخش انتهايي و يك سطح
الكترود (C)
كه از اكسيداينديم ساخته ميشود، اضافه ميشود. يك سطح
تمام فضاي
LCDرا
ميپوشاند. بالاي آن لايهاي از ماده كريستال مايع
است(D)،
بعد از اين لايه بخش ديگري از سطح شفاف وجود دارد(E)؛
با الكترودي به شكل مستطيلي در بخش انتهايي و در قسمت
فوقانيLCD،
فيلم پلاريزه شده و ديگري(F)
هست كه نسبت به اولي در زاويه راست وجود دارد.
الكترود به يك منبع تغذيه وصل ميشود(شبيه يك باتري)،
زماني كه جرياني نباشد، نور از رو به روي
LCD
وارد ميشود و به سادگي به آينه برخورد كرده و به حالت
اول خويش برميگردد. زماني كه باتري جريان لازم را
براي الكترودها فراهم ميسازد، كريستالهاي مايع مابين
الكترود سطح مشترك و الكترود مستطيلي شكل، نور را در
آن ناحيه، از عبور كردن متوقف ميكنند. اين عمل باعث
ميشود كه
LCD
مستطيل را به صورت يك ناحيه تيره نشان دهد.
توجه داشته باشيد كه
LCD
ساده مورد نظر شما به يك منبع نور خارجي نياز دارد.
مواد كريستال مايع هيچ نوري از خودشان ساطع نميكنند.
LCDهاي
كوچك و ارزان غالبا منعكس كننده هستند؛ يعني چيزي را
كه نمايش ميدهند، بايستي نور را از منابع نور خارجي
انعكاس دهند. به عنوان نمونه در مورد
LCD
يك ساعت، اعداد بر روي صفحه نمايش داده ميشود؛ جايي
كه الكترودهاي كوچك، كريستالهاي مايع را شارژ ميكنند،
بنابراين نور از ميان فيلم پلاريزه منتقل نميشود.
بيشتر نمايشگرهاي كامپيوتر توسط لامپهاي فلورسنت
داخلي، روشنايي توليد ميكنند؛ كنار، بالا و يا پشت
LCD
يك سطح انتشار سفيد در پشت
LCD
نور را هدايت كرده و آن را پخش مينمايد. در اين مسير
از ميان فيلترها، لايههاي كريستال مايع و لايههاي
الكترود، مقادير زيادي از اين نور از دست ميرود (گاهي
اوقات بيش از نيمي از آن.)
در اين مثال، شما يك سطح الكترود مشترك و يك الكترود
داريد كه كنترل ميكند كريستالهاي مايع به يك شارژ
الكتريكي پاسخ دهد. اگر لايه طوري در اختيار گرفته شود
كه شامل تعداد بيشتري الكترودهاي منفرد باشد ميتوان
نمايشگرهاي پيشرفتهتري ساخت.
سيستم
LCD
LCDهاي
از نوع سطح مشترك يا (common-plane-Based)
براي نمايشگرهاي معمولي مناسب است؛ نياز دارد همان
اطلاعات را از نو به كرات نمايش دهد. ساعت و تايمرهاي
مايكروويو در اين مجموعه جاي دارند. هر چند نمايشگر با
نوع الكترود و با فرمت شش ضلعي از قبل براي اين
نمايشگرها معمول بود و لي تقريبا امكان شناخت با هر
شكل ديگري وجود دارد. براي رويت شكلهاي الكترودها
ميتوانيد به كارتهاي بازي، ماشينهاي مراسلات و…
مراجعه كنيد.
دو نوع اصلي از
LCD
در كامپيوترها وجود دارد؛ ماتريس غير فعال(
passiv matrix)
و ماتريس فعال (active
matrix) LCD
هاي ماتريس غير فعال از يك شبكه ساده، براي تامين شارژ
پيكسلهاي موجود بر روي نمايشگر استفاده ميكنند. ايجاد
شبكه در واقع يك مرحله پردازشي است. آن با دو لايه
شفاف آغاز ميشود. به يكي از اين لايهها ستونها و به
ديگري رديفهايي واگذار ميشود كه از مواد هادي و شفاف
ساخته ميشود؛ اينها معمولا اكسيداينديم قلع هستند.
ستونها و رديفها به مدارات مجتمع(ICها)
مرتبط ميشوند و زماني كه شارژ از ستون يا سطر خارج
شود با اين مدارات، كنترل خواهد شد. مواد كريستال مايع
مابين دو لايه شفاف ذكر شده قرار خواهد گرفت؛ يك فيلم
پلاريزه به بخش خارجي از هر يك از اين لايه اضافه
ميشود.
سادگي سيستم ماتريس غيرفعال جالب است اما نواقصي نيز
به همراه دارد؛ از جمله زمان پاسخ كوتاه و كنترل ولتاژ
بدون دقت. زمان پاسخ به توانايي
LCD
براي تازهسازي(refresh)
نمايش تصوير بر ميگردد. راحتترين راه براي مشاهده
زمان پاسخ كوتاه در يك
LCD
ماتريس غير فعال اين است كه نشانگر ماوس را به سرعت از
سمت صفحه نمايش به سمت ديگر حركت دهبد؛ در حالتي كه
اين حركت انجام ميشود به "سايه"هايي كه در پي نشانگر
ظاهر ميشود توجه كنيد. كنترل ولتاژ با عدم دقت از
توانايي ماتريس غير فعال جلوگيري ميكند و در يك زمان
تنها بر يك پيكسل تاثير ميگذارد. زماني كه ولتاژ براي
از هم باز كردن يك پيكسل بكار گرفته ميشود، تصاوير
پيكسلهاي اطراف نيز تا حدي از هم باز ميشود كه باعث
ميشود تصاوير تار به نظر آمده و كنتراست خود را از
دست بدهد.
LCDهاي
ماتريس فعال به
TFTها
وابسته هستند. اساسا
TFTها
ترانزيستورها و خازنهاي كوچك سوييچ شونده هستند. آنها
در يك ماتريس و بر روي يك لايه شفاف مرتب ميشوند.
براي آدرسدهي يك پيكسل، رديف مناسب سوييچ شده و سپس
شارژ به ستون اصلي ارسال ميشود. خازن قادر به نگهداري
شارژ تازه به دوره تازهسازي بعدي ميباشد. اگر دقيقا
مقدار ولتاژي كه براي يك كريستال تامين ميشود كنترل
گردد، خواهيد توانست آن را از هم باز كنيد(فقط براي
گذر مقداري از نور)، بيشتر نمايشگرهاي امروزي در هر
پيكسل 256 سطح روشنايي پيشنهاد ميكنند.
پيشرفتهاي
LCD
تكنولوژي
LCD
مدام در حال رشد است.
LCDهاي
امروزي چندين گونه از تكنولوژي كريستال مايع را بكار
ميگيرند كه شامل اين موارد هستند: (7)STN،
(8)DSTN
،
(10) FLC
و (10)SFLC
.
اندازه نمايشگر محدود به مشكلات كنترل كيفيت(QC)
ميشود كه به سازندههاي آنها برميگردد. جهت افزايش
اندازه نمايشگر سازندهها بايستي پيكسلها و
ترانزيستورهاي بيشتري به محصول اضافه كنند. چنانچه
آنها تعداد پيكسلها و ترانزيستورها را اضافه كنند شانس
وجود ترانزيستورهاي با كيفيت پايين را افزايش ميدهند.
سازندگان بزرگ
LCD
غالبا در حدود 40 درصد از آنها در خط توليد خود رد
ميكنند. سطح برگشتيها مستقيما بر روي قيمت
LCD
اثر گذار خواهد بود؛ چون فروش
LCDهاي
خوب قيمت ساخت (چه جنس خوب و چه بد آن ) را پوشش
ميدهد. تنها، پيشرفت در ساخت، به خريد نمايشگرهايي
كه قدرت خريدش براي
مشتريان امكان پذير است. در تعداد بسيار زياد منجر
ميشود